گویند شخصی برای خرید برده به بازار رفت. از برده فروش سراغ بهترین را گرفت. جوانی تنومند و قوی هیکل به او نشان داد و گفت این بهترین برده من است.
از جوان پرسید نامت چیست؟ چند سال سن داری؟ چقدر توان کار داری؟ چه قدر در روز می‌خوابی؟ چه میزان غذا میخوری و ...
برده جوان به هر یک از سوالات کامل‌ترین جواب‌ها را داد اما شخص راضی نشد! برده دوم و سوم نیز به همین شیوه آزموده شده و مردود شدند.
نوبت به چهارمی رسید که جثه‌ای ضعیف و هیکلی نحیف داشت اما پاسخ‌های او رنگ دیگری بود:

نام من نامی‌ است که مولایم بخواهد؛

سن و سال من مطابق با خواسته ارباب من است؛

به قدری کار می‌کنم که آقایم دستور دهد؛

خواب من به اندازه رضای مولای من است؛

خورد و خوراکم به اندازه روزی مرحمتی آقایم است و ...
شخص همین جوان نحیف را خرید و با لبخند رضایت گفت: "بقیه ارباب بودند و فقط همین یک نفر بنده است".
در مورد فواید و آثار یا فلسفه و غایت روزه‌داری - نظیر دیگر دستورات خدا - زیاد گفته‌اند‌‌‌ تا شاید رغبتی بیش به اطاعت پیدا کنیم: یادکرد فقرا، چشیدن طعم تلخ حال گرسنگان، سلامتی بدن، نظم و ترتیب یافتن زندگی و ...  اما همه اینها قابل ان قلت و ایراد هستند زیرا در قالب‌های دیگری غیر روزه، قابل دست‌یابی هستند.
فلسفه روزه‌داری و سایر دستورات الهی یک کلمه است و آن هم "بندگی" است. بیش از این دنبال دلیل نگردید که حکمت دستورات خدا را به راحتی نخواهید یافت.
روزه یعنی ایستادن در مقابل آنچه می‌خواهیم و تن دادن به آنچه او می‌خواهد با همه حدود و ثغوری که او طلب کرده است. 
ماه بندگی خدا بر همه شما مبارک.

در این لحظات برای هم توفیق "بنده خدا بودن" را طلب کنیم.