میدانی که در فضای مجازی و بوسیله شبکه‌های اجتماعی برای مردم فراهم است باعث شده تا همه بتوانند حرف بزنند، تحلیل کنند و نظراتشان را برای دیگران هم منتشر کنند و این یک اتفّاق مبارک و سازنده است هر چند که ممکن است در ابتدای کار به خاطر عدم تجربه مردم در برخورد با اینچنین سرویسی مشکلاتی ایجاد کند که کرده است و کاملاً طبیعی است.

امّا مشکل از آنجا شروع می‌شود که عدّه‌ای بخواهند با تمایلات فرقه‌ای و با تحت تأثیر قرار گرفتن از مرادشان و بدون اینکه از فیلتر مجموعه‌‌های انقلابی، انسان‌پرور و اندیشه‌ساز خارج شده باشند و یا مورد تأیید باشند و بدون اینکه ثمرات علمی قابل توّجه و چشم‌گیری داشته باشند با موج سواری و بازی با افکار مردم خودشان را در رأس اخبار رسانه‌ها قرار دهند و خیال‌پردازانه و جاهلانه این سازوکار را مقدمه‌ای سالم و طبیعی بدانند برای دیده شدن، شنیده شدن و در نهایت مرجع معنوی برای مردم شدن.

تفکّر و خیال باطلی که بعید نبود با روی کار آمدن شبکه‌های اجتماعی و فراهم شدن فضای گسترده رسانه‌ای برای افرادی که نه شأن علمی لازم برای حمایت علماء بزرگ دینی و نه طریقت معنوی سالم برای حمایت عرفای بر حق دینی دارند به وجود بیاید و البته این آفت و وسوسه نه تنها برای اینگونه تفکّرات بلکه برای جریانات سیاسی و سایر کسانی که نیاز به دیده شدن دارند و می‌خواهند دیده شوند هم صدق می‌کند.

ما باید همیشه این سخن را مخصوصاً در برخورد با فضای رسانه‌ای آویزه گوشمان کنیم و بدانیم شهرت و آبرویی که غیر صادقانه و از جنجال رسانه‌ای و بازی با افکار مردم بدست می‌آید، درون مایه‌ای پوچ دارد و به راحتی می‌تواند بر علیه و به ضرر آبروی اولیّه خود شخص تمام شود.